محمد حسن خان اعتماد السلطنه
1086
تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )
سردارى فريدون ميرزا از جانب شاه طهماسب شاه طهماسب گاه در قزوين و گاه در طهران اقامت مىكرد و مهما امكن از تدارك سپاه خالى نبود . از استماع آمدن عبد الباقى خان در مقدمهء شيراز فريدون خان را با بيست هزار قزلباش روانه گلپايگان نمود و سفارش كرد كه در آن حدود خانههاى ديگر هست كه به افغان اطاعت نكردهاند سپاه جمع آورده به جنگ افغان پردازند بلكه خود را به اصفهان اندازد . فريدون خان به گلپايگان رفته سرهاى ارامنه را بريده به جاى سرهاى افاغنه به شاه طهماسب فرستاد . در اين اثنا خبر عبد الباقى خان رسيد كه در عزم و همّت فريدون خان و شاه طهماسب فتورى واقع گرديده و محمود از اصفهان حركت كرد و فريدون خان بر پشته برآمده ملاحظه شدّت و طيش افاغنه نمود پاى به وادى فرار گذاشت و محمود بسر شهر گلپايگان آمده و در اطراف خندقى عميق بود و در برابر خندق ديوارى سديد و محكم كشيده و جماعت افاغنه فيلى معلم داشتند كه به ديوارى رخنه مىافكند ، ديوار را به فيل خراب كرده از آنجا يورش بردند و نيز گلپايگان را هم گرفتند و قزلباش آنجا را به قتل آوردند و در جوار شهر مزبور قلعه چهها بود كه در آنها ذخيره گذاشته بودند يورش بردند و قزلباش امان خواستند محمود از جان و دل ايشان را امان داد و حصار را ضبط كردند و اين وقايع در عرض سه ساعت اتفاق افتاد . اطاعت اهالى كاشان اهل كاشان چون چنين ديدند از در اطاعت درآمدند و تسليم شدند و به محمود ايلچى فرستادند به قيد و قيود او نيز قبول كرده از اصفهان به كاشان رفته آنجا را ضبط نموده برگشت و در اصفهان آمد و سه روز و سه شب شيليكها كردند و شاديها نمودند بعد از اين محمود به سوداى اين مطلب افتاده كه از اصفهان به سمتى حركت كند اقامت را بعزيمت بدل كرد و به جائى نرفت . واقعهء امان اللّه خان - و او از جماعت افاغنه نبود و در اوايل حكومت محمود از كابل به قندهار آمد و به محمود انتساب يافت و در مقام كدخدائى مردى عاقل كامل جنگديده و كار آزموده بود و بسيار مدّبر شده بود و باعث قدوم محمود در اصفهان و غلبه بر قزلباش او